|
نترس از هجوم حضورم ، چیزی جز تنهایی با من نیست
|

رها شدن بر گرده ی باد است و
با بی ثباتی ی سیماب وار_ هوا بر آمدن
به اعتماد_ استقامت_ بال های خویش.
وگرنه مساله یی نیست:
پرنده ی نو پرواز
بر آسمان_ بلند
سرانجام
پر باز می کند.
جهان_ عبوس را به قواره ی همت خود بریدن است
آزادگی را به شهامت آزمودن است و
رهایی را اقبال کردن
حتی اگر زندان
پناه_ ایمن_ آشیانه است
وگرم جای_ بی خیالی ی_ سینه ی مادر
حتی اگر زندان
بالش_ گرمی ست
از بافه ی_ عنکبوت و تارک پیله.
رهایی را شایسته بودن است
حتی اگر رهایی
دام باشه و قرقی ست
یا معبر_ پر درد_ پیکانی
از کمانی.
وگرنه مساله یی نیست:
پرنده ی نو پرواز
بر آسمان_ بلند
سرانجام
پر باز می کند.
احمد شاملو