تبليغاتX
قفس تنهایی
نترس از هجوم حضورم ، چیزی جز تنهایی با من نیست

 

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غم هجران ترا چاره ز جایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

تا طبیبش به سرآریم و دوایی بکنیم

آنکه بی جرم برنجید و بتیغم زد و رفت

بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:5  توسط عطیه   |